آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )

207

سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )

روز بيست و پنجم همين ماه ، بازرگانان انگليسى سفرا و اعضاى كميته را به يك مهمانى دعوت كردند . محل ضيافت نه‌چندان دور از ميدان ، نزديك بازار قرار داشت و ساختمانى زيبا داراى اطاق‌هاى بسيار و باغى دلگشا بود ، ابتدا در تالارى باز كه مطابق سليقه ايرانى آراسته شده بود با شيرينى و ميوه و براندى پذيرائى شديم و فراموش نكرديم كه باده را به سلامتى بزرگان وطنمان بنوشيم . هنگام نوشيدن مى يكى از خدمهء تجار انگليسى با سمبالوى « 1 » خوش‌آهنگى چند قطعه موسيقى اجرا كرد . پس از صرف غذا براى شادى و خوشى ما سرگرمى ديگرى ترتيب دادند . ما را به راهروئى در باغ بردند ، شيرينىهاى خوش‌مزهء اعلا را در كنار بهترين نوع شراب چيده بودند ، از آنجا كه مىدانستند ما رقص رقاصه‌هاى ايرانى را چندين بار ديده‌ايم ، تعدادى رقاصهء هندى را براى دادن نمايش دعوت كرده بودند . شش زن جوان هندى كه شوهران چند تن از آن‌ها نيز در گروه نوازندگان و بازيگران بودند وارد شدند . چهره آنان گندمگون و اعضاى بدنشان ظريف بود . گردن‌بند طلا و مرواريد به گردن و گوشواره در گوش داشتند ، همچنين سنجاق سينهء نقره‌اى و سگك‌هاى بزرگ طلائى براى بستن بعضى از تكه‌هاى لباس به يكديگر ، النگوهاى آنان بعضى از مرواريد بود ، تعداد زيادى انگشترى بر انگشتانشان ديده مىشد ، از آن‌جمله بر انگشت شست آنان انگشترى بزرگ نقره‌ئى ديده مىشد كه روى آن فلز صيقل‌خورده‌ئى به رنگ روشن به بزرگى يك سكهء تالر آلمانى نصب شده بود و آن را به جاى آينه به كار مىبردند . لباس‌شان جلوه‌اى شگفت داشت و از پارچهء ابريشمين نازكى دوخته شده بود كه تقريبا تمام بدن از پشت آن نمايان بود ، ولى زير دامن‌شان شلوار چسبانى به‌پا داشتند . تعدادى از آن‌ها كلاه مخصوصى بر سر گذاشته و تعدادى ديگر سرشان را فقط با نوارى از پارچه نازك بسته بودند از شانهء

--> ( 1 ) - Cembalo - آلت موسيقى كه به پيانو شباهت دارد و از قرن 15 تا 18 نواختن آن در اروپا متداول بوده است - م .